30 Seconds to Mars...

Jared Leto

نام کامل: Jared Joseph Leto
تاریخ تولد: December 26th , 1971
اصلیت: Bossier City, Louisiana, USA
پست: خواننده و گیتایست (میزان) و نویسنده آهنگ و شعر. (گاهی اوقات گیتار بیس و کیبورد)
شغل دوم: بازیگری

• جرد لتو در تاریخ 26ام دسامبر سال 1971 در شهر Bossier در Louisiana در آمریکا متولد شد. در زمان کودکی جرد و خانواده اش که مادرش، Constance و برادر بزرگترش شانون (Shannon ) رو در برمی گرفت به شهر های مختلفی در آمریکا جا به جا می شدن ، ناپدری او کارل لتو (Carl leto ) اونو به فرزندی قبول میکنه اگرچه کارل لتو از مادر جرد طلاق گرفته!

او وقتی که دوران مدرسه خودش رو تموم کرد به دانشگاه هنر فیلادلفیا میره تا رشته هنر نقاشی رو بطور جدی دنبال کنه و بعد از اون به دانشگاه نیویورک میره و به هنر بازیگری گرایش پیدا میکنه. در سال 1992 جرد بر حسب علاقه به لس آنجلس میره تا حرفه بازیگری رو بصورت جدی دنبال کنه.

دو سال بعد او نقشی رو در برنامه تلویزیونی My-So Clled Life به عنوان Jordan Catalano در مقابل Claire Danes ایفا میکنه. وقتی که این برنامه به پایان رسید در سال 1995 در قسمتی از فیلم هایی مثه How to Make an American Quilt, Urban Legend, The Thin Red Line و Fight Club و خیلی های دیگه ایفای نقش کرد. هر چند که در فیلمی از Darren Aronofsky نقش یک معتاد هروئینی رو با نام Harry Goldfarb در فیلم Requiem for a Dream رو بر عهده داشت که به خاطر بازی در این فیلم دچار اختلال روحی شده بود. بعد از اون نزد David Fincher میره برای بازی در فیلم Panic Room سپس در فیلم Alexander به کارگردانی Oliver Stone در مقابل Colin Farrell به اجرای نقش می پردازه و بعد از اون به همراه Nicolas Cage در فیلم Lord Of War هم نقشی رو عهده دار میشه. جرد به خاطر بازی در نقش Mark David Chapman (کسی که در سال 1980 به John Lennon شلیک میکنه) در فیلم Chapter 27 مقدار 60 پوند اضافه وزن پیدا میکنه.

همچنین او بازی در فیلم Mr. Nobody رو شروع کرد که اخیرا صحبت از بازی در فیلم god in Osiris هم شده و...

گذشته از حرفه بازیگری، جرد در سال 1998 به همراه برادر بزرگش Shannon Leto گروه Thirty Seconds To Mars رو تشکیل میدن که شانون دارمر گروه و جرد خواننده و گیتاریست گروه هست. که دو آلبوم تحت عنوان 30 Seconds To Mars در سال 2002 و A Beautiful Lie در سال 2005 منتشر کردن. جرد با راه اندازی این گروه لوگوی 30 STM رو روی دست راستش خالکوبی میکنه.

در اوایل در تورها نقش معرفی و آغاز کننده تور رو بر عهده داشتن که در می سال 2007 آغاز کننده تور Linkin Park در اروپا بودن. همچنین جرد لتو کارگردانی ویدیوی آهنگ های The Kill و From Yesterday رو با نام مستعار Bartholomew Cubbins بر عهده داشت.

Shannon Leto

نام کامل: Shannon Christopher Leto
تاریخ تولد: March 9th, 1970
اصلیت: Bossier City, Louisiana, USA
پست: درامر
شغل دوم: عکاس

• شانون لتو در 9ام مارچ سال 1970 در شهر Bossier در Louisiana در آمریکا متولد شد. او از ابتدا به درام علاقه زیادی داشت و میشه گفت هنرپیشه غیر حرفه ای هم بوده. او وقتی که تنها هشت سال داشت درام رو بدون مربی یاد گرفت. از درامر های مورد علاقه شانون میشه John Bonham, Stewart Copeland, Keith Moon, Nick Mason, and Lars Ulrich رو نام برد که همه از استادان نواختن درام هستن.

شانون به همراه گروه در روز 6 الی هفت ساعت تمرین میکنه و در گفتگویی با Modern Drummer در فوریه 2006 گفت: " تمرین کردن علاوه بر مقاوم کردن بنیه من کمک میکنه تا درام رو با دقت بیشتری بنوازم." او همچنین گفت علاقه ای ندارم که به دستام نواز چسب بزنم و ترجیح میدم با انرژی و نیروی بدنی با دستان خودم این کار رو انجام بدم.

Bob Ezrin تهیه کننده آلبوم اول 30 Seconds To Mars که با همین نام منتشر شد بود ، به گفته او شانون یکی از بهترین درامر هایی که تا به حال دیده و عقیده داره که چه در اجرای زنده و چه در ضبط در استودیو بصورت جدی و بی نقص کارمیکنه!

شانون عقیده دار که گروه Thirty Seconds To Mars بزرگنمایی گروه هایی چون Pink Floyd و The Sex Pistols رو دارا ست. گروه های مورد علاقه او The Cure و دو آلبوم اول Metallica و Led Zeppelin, The Who, early The Police و Steely Dan هست.

همونطور که گفتم او رو میشه به عنوان به بازیگر غیر حرفه ای هم شمرد چون در قسمت های از برنامه تلویزیونی My So-Called Life همراه با برادرش جرد حضور پیدا کرد. (البته قبل از تشکیل گروه 30 STM ) که بعد ها با حضور Matt Wachter به عنوان بایسیست و دوست او Tomo Milicevic ، گروه جدی تری رو تشکیل دادن.

شانون علاوه بر درام سازهای دیگه ای مثه پیانو و گیتار رو می نوازه و همیشه علاقه داره تا سازهای بیشتری رو یاد بگیره ، او همچنین به نویسندگی و عکاسی حرفه ای علاقه زیادی داره.

Matt Wachter

نام کامل: Matthew Walter Wachter
تاریخ تولد: January 5rd, 1976
اصلیت: Pottsville, Pennsylvania
پست: گیتار بایس ، کیبورد ،سینتیسیزر.
عضو گروه های: Angels & Airwaves

• مت واچر در تاریخ 5ام ژانويه سال 1976 در شهر Pottsville در Pennsylvania متولد شد. وی در سال 2001 به گروه پیوست و در سال 2007 گروه را ترک کرد و به عنوان نوازندگ گیتار بایس و کیبورد به گروه
Angels & Airwaves پیوست.

Tomo Milicevic

نام کامل: Tomo Milicevic
تاریخ تولد: September 3rd, 1979
اصلیت: Yugoslavia
پست: گیتاریست ، ویولن ، کیبورد.

• تومو در سوم سپتامبر 1979 در یوگوسلاوی متولد شد، والدین او ، Tonka و Damir Milicevic برای زندگی بهتر محل زندگی خودشون رو به میشگان و بعد به سیاتل و بعد به واشینگتون تغییر دادن ، وقتی که تومو 18 سال داشت مادر و پدرش رستورانی در لس آنجلس راه اندازی میکنن.

تومو از 3 سالگی به ساز ویولن علاقه زیادی داره و تا سن 19 سالگی این ساز رو بطور حرفه ای فراگرفت و بعدها به موسیقی هیوی متال گرایش پیدا کرد ، به گفته او پدرش از او خواسته تا ساز گیتار رو یاد بگیره چون تومو رو پدرش تربیت کرده. عموی او Bill Milicevic ، استاد ویولن بود و دکترای موسیقی خود رو از دانشگاه میشیگان کسب کرده بود. تومو ساز گیتار رو طی سالها بصورت حرفه ای فرا گرفت و در حال حاضر گیتاریست ثابت گروه

Thirty Seconds To Mars هست.

Spring Has Yet To Come...





بهار ...

بوی بارون و چمن خیس ...
نوازش نسیم و بادش روی صورتت...
راحت تر توی خیابون راه رفتن ...
تعطیلات به یادموندنی ...
مسافرت و فشردن دست دوستایی که شاید یه سال باشه ندیدیشون ...
یک بیخیالی و حس خواب آلودگی خاص...
فصل تولدم...
یک شروع دوباره ...

و چقدر قشنگه که بعد از مرگ هم دوباره بهاریست و تا ابد زنده ایم و تا ابدخواهیم دید و خواهیم شنید و خواهیم زیست ، مرگ معنایی نداره نیستی برای ما وجود نداره هیچی برای ما انسانها هیچه... و چقدراز اینکه انسانم خوشحالم.

تا كي به تمنــــاي وصـــــال تو يگانــه

اشكم شود از هر مژه چون سيل روانـه

خواهد بسرآيد شب هجــران تــو يـا نــه

اي تيـر غمـــت را دل عشـــــاق نشانــه

جمعي به تو مشغـــــول تو غايب زميانه

بلبل به چمـن زان گل رخســـار نشان ديد

پروانه در آتش شـــد و اســـرار عيان ديد

عارف,صفت وصف تو در پير و جوان ديــد

يعني همــــه جا عكـــس رخ يـــار توان ديد

ديوانه منـــــم , من , كــه روم خانه به خانه



Regret


دوباره خاطراتمو مرور میکنم از اولین تصاویری که یادم مونده . به یک نتیجه رسیدم به یک نتیجه ی خیلی مهم رسیدم مهمتر از دلخوشی های الکی بعضی ها.

طی 19 سال گذشته از تولدم شاهد آن بودم که چگونه افکار احمقانه ی این نظام هر چه را که برایم عزیز بود بر باد داد ، اما حالا آنچه که حماقت بشری استمرارش می بخشد به تقدیر تبدیل شده و افسوس که با تقدیر باید کنار آمد افسوس.

Gray City...


امروز ساعت 7:20 که پامو از در خونه برای رفتن به دانشگاه گذاشتم بیرون احساس کردم مردمک چشمام بدجوری دارن با سرعت ریز میشن طوری که چشمام درد گرفت یک لحظه چشامو بستم و باز کردم تا درست شد ، هوای بیرنگو دادم داخل و شروع کردم به راه رفتن همه ی شهر به نظرم خاکستری میرسه .هیچی رنگ خودشو نداشت یا اگه هم داشت بر اثر اصطکاک کمرنگ شده بود. همه چی به نظرم اینطوری میرسید . یک مشت آدم احمق میدیدم. یکی از یکی احمق تر تو هم میلولیدن و منتظر بودن ببینن کجا گاف میده رفیقش که زیرشو خالی کنن . رفیق اصلا معنا نداره ، تو همین گیرو دار تو تاکسی نشسته بودم و داشتم بیرونو نگاه می کردم واز منظره های خاکستری شهر ذلت میبردم ، واژه ی ذلت هم باید برای اینجا تعریف بشه . که یهو یک جوونی با سرو وضع روغنی و کثیف با چشمایی که به زور باز نگه داشته بود چسبید به پنجره ی تاکسی و تلو تلو خوران خودشو از اون جدا کرد و پس از یک چند بار پس و پیش رفتن بالاخره از اون خیابون لعنتی رد شد و از پله های مترو رفت پایین نمیدونم شایدم یک چند تا معلق هم اونجا زده باشه ولی از دیدم خارج شد به خودم گفتم خدایا تا کجا میخوایم پیش بریم ...تا کجا ؟

راننده هم با دیدن طرف یک خنده ای کرد و چند تا لیچار بار طرف کرد و به محض اینکه چراغ سبز شد زد دنده یک و گازشو گرفت و رفت . نمیدونستم چی بگم فقط سرمو اندختم پایین و پشت گردنمو خاروندم .نمیدونشتم چه ها بگم

Better


دیروز یکی از سختترین روزهای زندگیم بود . دیشب که به کل خوابم نبرد ویک سره راجع به قضیه فک می کردم که چه اتفاقی میتونه براش بیفته . تااینکه امروز با خبر دکتر تقریبا نصف ماجرا حل شد ... تاببینیم چی میشه ولی خیلی الان احساس بهتری دارم .خدایا ممنونم ازت تنهام نذار...مثل همیشه که باهام بودی

My GOD ...


وختی خبرو شنیدم دست و پام سست شده و 100 کیلو وزنم سنگین تر شد .ناخداگاه خودمو روی صندلی رها کردم تا اینکه گفت : خودش چیزی نمیدونه ، مواظب باش بهش چیزی نگی. اینو که گفت یک لحظه خاطراتم جلوی چشام اومد. من تو این عوالم بودم که وقتی به خودم اومدم دیدم سریع از اونجا رفت . درو بستمو شروع کردم به گریه کردن . نمیخواستم اشکامو ببینه حالم به هم میخوره از احساس ضعف و ناله جلوی دیگران . در باز شد و سریع اشکامو پاک کردم . وای خودش بود عزیز ترین کسم تو زندگیم ، فرشته ی زمینی من . لبخند سردی بهم زد و کنارم نشست معلوم بود که به رفتارامون شک کرده بود . من خودمو تا جاییکه تونستم طبیعی جلوه دادم.

گفتم چیه؟ چیزی شده؟

گفت: نه فقط میترسم از مراحل سختی که احتمالا در انتظارمه.

اینو گفت و سرشو به زانوم چسبوند .اینجا بود که جیگرم آتیش گرفت کمرم شکست . از درون خورد شدم نمی تونستم جلوی خودمو بگیرم بغزم شکست شروع کردم جلوش به گریه کردن ...خدایا خودت کمکش کن ...کمکم کن...بهترین کسمو ازم نگیر.... خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااایاااااااااااااااااا

Suffering


امروز اعصابم خیلی خورد بود مخصوصا روزای تعطیل که هیچ وخت میونه ی خوبی باهاش نداشتم.
اونقدر اعصابم خورد بود که حتی یک کلمه هم با کسی حرف نزدم . بعضی وقتها بعضیا توی بعضی مواقع یک حرفایی میزنن که لیاقتشون فقط سکوته ،حتی لیاقت جواب دادن هم ندارن فقط باید سکوت کنی و تنهاشون بذاری نمیدونم چرا دارم انقدر خودمو در گیر میسائلی می کنم که لیاقتشونو ندارن . حتی این انفجار درونی اما خفه باعث شد به علی هم جواب ندم و با اینکه تا چند روز دیگه داره برای همیشه برمیرگرده نیوزیلند ومیخواد این چند روزو با هم باشیم دوروزه که به کل جواب تلفونها شو نمی دم چون واقعا می خواستم
تنها باشم... خودمو خودم

چیزی مشترک بین روح انسان و طبیعت وجود دارد

شلینگ


Followers