Time Flies...

امروز چند روز ه که درد جوونه زدن دندون عقل بد جوری اذیتم میکنه و همین الان کدوئینی روش گذاشتم بلکه اروم بگیره با خودم عهد بسته ام که این چند ماه باقی مانده تا خرداد آخرین روزهایی باشه که رو هوا زندگی کردم و تصمیم نهایی ام را برای چند سال آینده خواهم گرفت...اینارو صرفا نوشتم تا یادم بمونه .

فردا که بهار آید...

واقعا هیچی به ذهنم نمیرسه بگم نمیدونم اشکال از کجاست ،شاید این برهه از زندگیم مثل اون قسمت آخر نوار های قدیمی خالیه ،مسائل چرت روزانه همیشه بوده و هست ،اما الهامات و احساساتو این روزها؟؟؟کاش میشد کمی به همین روابط شکستنی دلخوش بود

سگی...

یک احساس استفراغ از همه چی بهم دست داده ،خدا کنه زود گذر باشه ،تقریبا 3 ماه دیگه تا کنکور ارشد مونده و من فقط ثبت نام کردم ، نمیدونم چه کار کنم ،اصلا احساس خوبی ندارم این روزا فقط دوست دارم زودتر بگذره .نمیدونم به خاطر دلداریهای بیخودی که به دوستم دادم اینطوری شدم یا نه ؟کسی که 6 ،7سال با یکی بود و حالا جدا شده ازش و کلی بهم ریخته منم هروخینمش کلی با شوخی و مسخره بازی میخوام از اون حالت درش بیارم ولی کاملا میدونم کارام دروغیه و ته دلم حالم از خودم بهم میخوره ، میخوام بشینم کنارش یه روز ببرمش یه جای خلوت ترجیحا بلند با هم بشینیم یک 2 ساعتی بدون صحبت این طرفو اون طرفو نگاه کنیم !حتما نباید دل داری با وراجی و لوده بازی باشه ...

Bed of Flowers,,,

Are you prepared to wander through the endless sea of a thousand blind eyes; a brazen routine filled with characters who will never know your name? Where you are nothing but an outcast, a broken villain that the zombies circumvent for the sheer pleasure of avoiding eye contact?

Will you fall asleep in a bed of wilted roses? Do you really want to gather along the path of a man who has nothing written across his calloused face but bitter memories in shaky, misspelled calligraphy?

Because this, oh holy muses… this is his bed of flowers.

sympathy to the ceiling ...

من:وای عجب هواییه تو این هوا فقط حال میده بری چند شب تو جنگل بخوابی

ط:گه بخور بابا

لامپ...

چن وقته فک میکنم فرایند مرگ دقیقا مثل ترکیدن لامپ توشبه یعنی خیلی سریع اتفاق میفته بعدم ظلمات مطلق با یه شوک کوچولو بعد مثلا همینطور که فکر میکنم فرض میکنم مخم یه دفه ای مثل لامپ خاموش میشه با یه صدای "پووووق"یواش بعد دیگه هیچی

Make the change..

So go out and find you

چیزی مشترک بین روح انسان و طبیعت وجود دارد

شلینگ


Followers