خوب بخوابی



مثل دوتا دوست دوران بچگی با این تفاوت که ریشاش سفید شده بود اینجای شعرش تو آهنگ تا خرخره که میرسه مثل همیشه دلم میگیره میفهمم واقعا تو ذهنش چی میگذشته این بشر.


And I finally know
Your crime is your pride and your past is my only ghost
I'm going crazy out of my control
But there's nothing I can do, I have no choice but to let it go
Each day gets a little less intense
I no longer feel like there's someone standing on my chest
You made me more me, and I won't forget the times you helped me find my feet When I was buried in my head
Thank you, for giving what you had to give
Taking what you had to take,
And making me believe in you.
Even though I might be gone forever there will always be a place in my brain that will think of you.
You look so graceful when you're flying
Keep going, there's a lot of world that you haven't seen,
You have my best wishes, even if only in silence, you deserve everything that you've ever dreamed.
The snow melted right when the smoke cleared,
I turned love inside out a thousand times trying to see if it was ever anything more than the will to persevere,
but the two go hand in hand, the clouds surrounding you eventually will clear.
I can breathe I found contentment in the end,
Telling a god I don't believe in to go to sleep so I can think again.
We went through thick and thin,
Came out separate on the other end,
But please know no matter what you'll always have me as a friend.


داغ

یدالله


زخم ظریف عقربه در من بود وقتی که دایره کامل شد معماری بیابان همراه با روایت عقربه تکرار شد من با خیال و عقربه مخلوط بودم و عقربه بر روی یک بیابان بیابان دیگری می ساخت

intense...

بعضی چیزا فقط باید توی دل بمونه ، نه میشه گفت نه میشه نوشت ، مثل مایع ناپایداری میمونه که تا درشو وا میکنی میپره و فقط باید از تو شیشه دیدش ، عقاید آدم باید برای خودش بمونه با کسی نمیشه گفت ،مامان از تومکه زنگ میزنه میگه کلی واسه ایمانت دعا کردم ، دیگه مثل قدیم نیستم که مثل این احمقا بشینم بحث بکنم که چی بده چی خوب ، خیلی سریع اشکم میاد ،

XX/XX/XX

کاری ندارم که بن لادن مرده یا زندست ولی واقعا کاراایی که اوباما داره میکنه حماقت محضه یا من ادم احمقیم و نمیفهمم ، تروریستا که براشون مرده زنده فرق نمیکنه باز یه جای دیگرو میترکونن خودشونو تو آمریکا و باخودشون صدها نفر بیگناهو میکشن باز یه 9/11 دیگه

ریسک ناپذیر

من: بابا چرا تو این آبگوشتت "اصلا" نمک نریختی

بابا:ترسیدم شور بشه ، خودت نمک بریز

خاطرات کلنگی...



بالاخره تونستم برم و سری به خونه ی مامانی بزنم ، ولی الان یه زمینه از همون اول تو خرابی بود بعد از فوتش همین باقی مونده ازش ، هر بار که میبینم به خودم میگم ، چه خاطرات کلنگی ای داریم ما، همش دفن شد...

.

چیزی مشترک بین روح انسان و طبیعت وجود دارد

شلینگ


Followers