رنگین کمون دیروز از پنجره ی آشپزخونه
امضا...
گفتم : اگر خدا واقعا وجود دارد ، در بازی قایم موشک با آفریده هایش بسیار هوشمند است.
پدر با صدای بلند خندید ، اما میدانستم که دربست با من موافق است.گفت:شاید پس از دیدن آنچه خلق کرده ، ترسیده وازهمه چیز دوری گزیدهاست.میدانی، به آسانی نمیتوان گفت که از میان خداوآدم،کدامیک بیشتر ترسیده اند. به گمان من ، چنین عمل آفرینشی هر دوطرف را میترساند .البته قبول دارم که او پیش از آنکه برود میتوانست دست کم پای شاهکارش را امضا کند،به آسانی میتوانست نام خود را در یک دره یا جای دیگری حک کند
قطعه ای از کتاب راز فال ورق.
پدر با صدای بلند خندید ، اما میدانستم که دربست با من موافق است.گفت:شاید پس از دیدن آنچه خلق کرده ، ترسیده وازهمه چیز دوری گزیدهاست.میدانی، به آسانی نمیتوان گفت که از میان خداوآدم،کدامیک بیشتر ترسیده اند. به گمان من ، چنین عمل آفرینشی هر دوطرف را میترساند .البته قبول دارم که او پیش از آنکه برود میتوانست دست کم پای شاهکارش را امضا کند،به آسانی میتوانست نام خود را در یک دره یا جای دیگری حک کند
قطعه ای از کتاب راز فال ورق.
...گیر
من : چیه مامان چیزی شده؟
مامان: ناراحتم از همه چی.
من: چی شده مگه ؟
مامان: از دست تو و دوستات و رفت و آمدات ...
من:بیخیال جون ما دوباره شروع نکن...
مامان : نه جدی میگم الان که مثلا برگشتی خونه چرا چشات این شکلی شده ؟ فکر میکنم میری با دوستات حشیش میکشی
من:....؟
مامان: ناراحتم از همه چی.
من: چی شده مگه ؟
مامان: از دست تو و دوستات و رفت و آمدات ...
من:بیخیال جون ما دوباره شروع نکن...
مامان : نه جدی میگم الان که مثلا برگشتی خونه چرا چشات این شکلی شده ؟ فکر میکنم میری با دوستات حشیش میکشی
من:....؟
Mister K ...
My goldfish died today
Little heart in a bubble
Ray of Light in my kitchen
The only livin' piece on my mind
Since you crossed the line
Mister K, Mister K
They told me not to be sad
It is just a matter of time
What if you had stop time
What if i'm stuck on yours
Mister K, Mister K
State of mind
Not really united anymore
But one thing is for real, a fish is a better friend
Than a human
And that's for sure
My goldfish died today, my goldfish died today
Mister K, Mister K...
I named it "Jack the Ripper"
Psycho under water
The only livin' memory
Showing how you stabbed me
Little heart in a bubble
Ray of Light in my kitchen
The only livin' piece on my mind
Since you crossed the line
Mister K, Mister K
They told me not to be sad
It is just a matter of time
What if you had stop time
What if i'm stuck on yours
Mister K, Mister K
State of mind
Not really united anymore
But one thing is for real, a fish is a better friend
Than a human
And that's for sure
My goldfish died today, my goldfish died today
Mister K, Mister K...
I named it "Jack the Ripper"
Psycho under water
The only livin' memory
Showing how you stabbed me
| Aaron - Mister K. .mp3 | ||
| | ||
| Found at bee mp3 search engine |
چشمان من...
شب در چشمان من است
به سیاهی چشمهایم نگاه کن
روز در چشمان من است
به سفیدی چشمهایم نگاه کن
شب و روز در چشمان من است
به چشمهای من نگاه کن
چشم اگر فرو بندم
جهانی در ظلمات فرو خواهد رفت
شعری از حسین پناهی
به سیاهی چشمهایم نگاه کن
روز در چشمان من است
به سفیدی چشمهایم نگاه کن
شب و روز در چشمان من است
به چشمهای من نگاه کن
چشم اگر فرو بندم
جهانی در ظلمات فرو خواهد رفت
شعری از حسین پناهی
به دنبال ستاره گشتن و از پارچ ماهیهای قرمز سر در آوردن...
آدم بزرگها ظاهرا گه گاهی وقت پیدا میکنند بنشینند و به فاجعه ای که زندگی آنها به شمار می آید بیندیشند. آنوقت بی آنکه بفهمند، به حال خود گریه و زاری میکنند و مثل مگس هایی که خود را به شیشه میکوبند بی قراری می کنند ، رنج میبرند ، تحلیل می روند ، افسرده می شوند و از خودشان درمورد دنده چرخی که در آن گیر کرده اند که آنها را به جایی کشانده که آنها نمی خواستند در آنجا باشند سوال میکنند . باهوشترینشان از ان برای خود مکتبی درست میکنند :آه، پوچی در خور تحقیر هستی بورژوایی! در میانشان بی شرم هایی پیدا میشوند که سر میز شام پدرانشان حضور پیدا میکنند و از خود می پرسند : ((رویاهای جوانی ما چه شدند)) ؟ ، این سوال را باقیافه ای سرخورده واز خود راضی از خودمیکنندو خود پاسخ میدهند : ((به باد رفتند و زندگی آدمها یک زندگی سگی است)) من از این روشن بینی دروغین بزرگسالی متنفرم. واقعیت این است که آنها مثل بچه کوچولوهایی اند که درک نمیکنند چه به سرشان آمده و ادای آدمهای مهم و با دل و جرئت را در میآورند حال آنکه دل شان میخواهد گریه کنند....
قطعه ای از کتاب ظرافت جوجه تیغی ا ثر موریل باربری
قطعه ای از کتاب ظرافت جوجه تیغی ا ثر موریل باربری
کتاب...
اوایل خرداد که میشه دلهره ی امتحانا باز میاد سراغمو چشم میندازم به کتابهاوجزوات کامل و نیمه کاملی که اکثرا از اول ترم باز هم نشده و همونطور نو مونده و صرفا مثل یک نوار ضبط شده و ماشین کپی پیست کنی سر کلاسها نوشته شدن و نشدن...
یه سری کتاب رو واقعا باید یا نادیده گرفت یا انداخت سطل آشغال اون دسته از کتابهای گنگ مزخرف ایهام داری که برای دفعه ی انم هم آدم نمیفهمه واقعا کتاب که نوشته میشه مخاطبش باید انسان باشه نه چیزی غیر ازاون . به قول میشل دمونتنی : من فقط کتابهای ساده و لذت بخش رو دوست دارم که علاقه ام را ارضا کند یا جای دیگه میگه نثر دشوار نقابی است بر فقدان محتوا ، درک ناپذیر بودن بهترین حامی برای حرفی برای نگفتن داشتن است
یه سری کتاب رو واقعا باید یا نادیده گرفت یا انداخت سطل آشغال اون دسته از کتابهای گنگ مزخرف ایهام داری که برای دفعه ی انم هم آدم نمیفهمه واقعا کتاب که نوشته میشه مخاطبش باید انسان باشه نه چیزی غیر ازاون . به قول میشل دمونتنی : من فقط کتابهای ساده و لذت بخش رو دوست دارم که علاقه ام را ارضا کند یا جای دیگه میگه نثر دشوار نقابی است بر فقدان محتوا ، درک ناپذیر بودن بهترین حامی برای حرفی برای نگفتن داشتن است



