Posted by
Ali
Friday, May 8, 2009

بالاخره بعد از 4 سال غیبت پادشاه هیپ هاپ و رپ آلبومشو بیرون داد البته یک هفته قبل از تاریخ انتشار رسمی آلبوم میبینیم که توی اینترنت پخش شده که این کار باعث میشه تا حدی از فروش آلبومش کم بشه ، به هر حال در ایران تهیه ی اصل آلبوم خیلی سخته و کلا ما ایرانیها از کل دنیا جدا هستیم و قوانین کپی رایت ، مخصوصا در زمینه ی آثار هنری خارجی شامل ما نمیشه (کلاه شرعی) ، پس اگه توانایی تهیه ی البوم اوریجینال را دارید حتما تهیه کنید و مثل ما از اینترنت دزدی نکنید .
اینجا دانلود کنید
Posted by
Ali
Thursday, May 7, 2009

نامتونو به زبان ژاپنی بخوانید .
kataki خوشوقتم
A - ka;
B- tu;
C - mi;
D - te;
E - ku;
F - lu;
G - ji;
H - ri;
I - ki;
J - zu;
K - me;
L - ta;
M - rin;
N - to;
O - mo;
P - no;
Q - ke;
R - shi;
S - ari;
T - chi;
U - do;
V - ru;
W -mei;
X -na;
Y-fu;
Z-zi
Posted by
Ali
Wednesday, May 6, 2009

چرا ما همیشه تو سختیها اول از همه یاد خدا میفتیم و وقتی خرمون از پل گذشت بعد از همه ازش تشکر میکنیم؟
Posted by
Ali

بالاخره این گواهینامه ی رانندگی کوفتی رو گرفتم بعد از 4 بار رد شدن در دفعه ی پنجم ،قبول شدم دیگه داشت حالم از خودم بهم میخورد ، شرم آوره . به قول لاله طرف افسره دلش برات سوخته قبولت کرده . اما اینطور نیست چون افسر عوض شده بود . و اگر هم گیریم طرف مارو به خاطر ترحم قبول کرده بازم ما راضی ایم مهم اینه که ما این گواهینامه ی کوفتی رو گرفتیم .
همیشه که ترحم بدنیست هست؟
Posted by
Ali
Tuesday, May 5, 2009

منظور من از قناعت ، قناعت تعریف شده در قران و بزرگان و ... نیست بهتر بگویم قناعت منظور من قناعت تحریف شده است .
قناعت تحریف شده: فلسفه ی شوم گداسازان و زبون آفرین و پایه ی اخلاق در مذهب پنج سیر نون تافتون و یک آب باریک است و جهان بینی انسانهایی که تمام جولانگاه وجودشان نوسان میان سفره ی آبگوشت ولحاف کرسی است .
این گونه قناعت و صبر را ما از سگان آموختیم ، این است قناعت سگوار .
کنارمطبخ ارباب آنجا
برآن خاک اره های نرم خفتن
چه لذت بخش و مطبوع است و آنگاه
عزیزم گفتن و جانم شنفتن
ازآن ته مانده های سفره خوردن
وگرآن هم نباشد استخوانی
چه عمر راحتی دنیای خوبی
چه ارباب عزیز و مهربانی
ولی شلاق این دیگر بلایی است
بلی اما تحمل کرد باید
درست است اینکه قدری دردناک است
ولی ارباب آخر رحمش آید
گذارد چون فروکش کرد خشمش
که سر بر کفش و بر پایش گذاریم
شمارد زخمها را و ما این
محبت را غنیمت میشماریم
م . امید
Posted by
Ali
Monday, May 4, 2009

یک موضوعی چند وقت بود که ذهنمو مشغول کرده . میخواستم یکجا بنویسم ولی گفتم ادامه دار بنویسم بهتره مثل این سریالها....
قناعت : که امروز توجیه فقر شده است و دعوت به کمسازی و کم خواهی و تسلیم شدن به فلسفه ی زندگی " بخور ونمیر" یوبقیه را بگذار برای صاحبان اشتها های بزرگی که سرزمین هارا با اهلش می بلعند و باز هم جوعشان فرونمینشیند و باز هم خرناس میکشند و طعمه می جویند....
Posted by
Ali

خیلیا یه جورایی دیوونه اند البته با یکمی بالا و پایینی و مقدار . این مقداره مهمه که تو الان اینجایی یا توی تیمارستان نشستی .... مگه دیوونگی غیر از افزایش و اگزاجریت بیش از حد حالات و رفتار عادیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یاد رفیق که چه عرض کنم توی دوران راهنمایی افتادم که بدون دلیل از پشت خود کار فرو میکرد به کمرم یا یک دفعه بیخود موهامو از پشت میکشید و هر هر میخندید اگه این سادیسم نیست پس چیه؟؟؟؟ حتما که نباید دست و پای طرفو ببرن که بگن طرف سادیستیه....
یا اونیکه ناخوناشو میخوره یا اونیکه عاشق کتک خوردنه تا دعوا و زدن غیر از اینه که یه جورایی مازوخیزم داره؟؟؟؟؟؟ شایدم از مورفینی که بدنش به دلیل ضربه خوردن آزاد میکنه لذت میبره؟؟؟؟؟؟؟؟ حتما که نباید ببرنش تیمارستان .
یا اونیکه همش تو فکره یه جورایی افسردگی داره ... اگه بخوایم اینطوری حساب کنیم همه یه جورایی دیوونه ان یا استعداد دارن .
من چه مرض روانی ای دارم ؟ باید از دیگران بپرسم